فرازی از صحیفه سجادیه

بارخدايا، تو را سپاس بر نعمت تندرستى بدن كه همواره و پيوسته از آن برخوردار بودم،
و سپاس تو را بر آن بيمارى كه در جسمم پديد آورده‏‌اى،
اى خداى من نمی‌دانم كه كدام يك از اين دو حال براى شكر به درگاهت سزاوارتر است، و كدام يك
از اين دو وقت حمد تو را شايسته‏ تر؟ آيا زمان سلامت كه روزی هاى پاكيزه‏‌ات را بر من گوارا ساخته‏ اى،
و به سبب آن براى به دست آوردن رضايت و نعمت هايت به من نشاط بخشيده‏ اى،
و به سبب آن تندرستى به من نيرو داده تا به طاعتت توفيق يابم، يا به هنگام بيمارى كه مرا
به آن پاك می سازى، و نعمت‏هایى كه به من تحفه داده‌اى، تا گناهانى را

كه از آن گرانبار شده‏‌ام تخفيف دهى، و مرا از سيّئاتى كه در آن فرو رفته‏‌ام
پاك نمايى، و آگاهيم دهى كه پليدى گناه را به توبه از دل بشويم، و با يادآورى نعمت قديم، گناه بزرگم را
از پرونده‏‌ام محو نمايم، و در خلال اين بيمارى از جمله تحفه‏ ها كه به من عنايت می كنى اين است كه فرشتگان به حساب من
اعمال پاكيزه‏‌اى نوشته‏‌اند كه فكر آن به خاطرى نگذشته، و بر زبانى نرفته، و هيچ
يك از اعضاء در انجامش رنجى نبرده، بلكه اين همه از باب تفضل و احسان
تو بر من نوشته شده. بارخدايا بر محمد (ص) و آلش درود فرست، و آنچه را برايم
پسنديده‏‌اى درنظرم محبوب ساز، وتحمل آنچه را برمن وارد نموده‏‌ای آسان ساز، و مرا از آلودگى اعمال
گذشته پاك كن، و شرّ اعمال گذشته‏‌ام را از من بزداى، و از لذّت عافيت كاميابم
فرما، و گوارايى تندرستى را به من بچشان، و لطفى كن كه از بستر اين مرض به سوى عفو و بخشايش

تو راه خلاص يابم، و از اين زمينگيرى به گذشت تو انتقال يافته، و از اين اندوه و گرفتارى
به راحت تو خلاص يابم، و از اين دشوارى به فرج و گشايش تو
سلامت يابم،كه همانا تو به استحقاق ما احسان روا می دارى، و نعمت بی دريغ نثار می كنى،

و بخشنده‏‌اى كريمى كه عطايت را پايانى نيست، و داراى جلال و اكرامى.

دیگه تنها نیستم

روی تخت دراز کشیدم و از پنجره‌ی نیمه باز اطاقم چشم دوختم به آسمون تاریک. همه جا رو ظلمت و تاریکی شب فرا گرفته و سکوت شبانه همه جا حکمفرماست. نسیم بهاری .....................

ادامه نوشته