تلاش

مورچه ای کوچک، ذره ذره از خاک وسنگ کوهی بزرگ و عظیم را برمی داشت و به جایی دگر می برد.
حضرت سلیمان او را پرسید: ای مور، به چه کاری؟
مورچه گفت: کوه را جابجا می کنم.
سلیمان نبی گفت: این همه سختی و تلاش و مرارت از چه روست؟
مورچه گفت: معشوقه ام مرا گفته اگر این کوه را جابجا کنم به وصالش خواهم رسید.
سلیمان گفت: ای مور، اگر تو را عمر نوح باشد و تمامی عمر هم بی وفقه تلاش کنی هرگز نخواهی توانست این کوه عظیم را جابجا کنی و فقط مرارتی و مشقتی بی حاصل تو را دستاورد خواهد بود. پس بر خود رنج بیهوده هموار مکن.
مورگفت: بهرحال من تلاش خویش را خواهم نمود و برای رسیدن به هدف سعی خویش را خواهم کرد، الباقی، توکل بر ذات بی بدیل و اقدس احدیت.
حضرت سلیمان همت والای مورچه را ستود و وی را تحسین کرد و آنگاه دست دعا بر آسمان بلند کرد و از خداوند متعال جابجایی کوه را درخواست نمود. خداوند دعای حضرت را اجابت کرد و کوه عظیم در دم جابجا گردید.
مورچه با دیدن این صحنه دست نیایش بر آسمان برداشته و گفت: سپاس و ستایش خداوند قادر و توانا را که پیامبری بلند مرتبه و بزرگ را به جهت اجابت خواسته ی موری ناتوان به رسالت برگزید.
***
(یادمان باشد، شاید پیامبری در همین نزدیکی و سایه به سایه ی ما، منتظر به ثمر رساندن تلاش ماست)
(سید بهنام طباطبایی/تهران/تابستان92)